مركز پژوهش كتابخانهء مجلس شوراى اسلامى (جمعى از نويسندگان)
484
گنجينه بهارستان (علوم وفنون پزشكى)
نويسنده به هنگامى كه پادشاه براى پرهيز از ابتلا به وباى پديد آمده در استانبول - و به روايت خود مؤلّف اسطنبل - تصميم مىگيرد در فروردينماه - برج حمل - به ييلاق برود ، از سلطان عذر خواسته و به جاى آن به نگارش اين رساله پرداخته است . و ماوقع را مؤلّف چنين مىنگارد : « چون آفتاب عالمتاب از تخت اسطنبول كه در مقابل برج حمل است جهت تغيير و تبديل هواى وبايى كه به حسب اوضاع سمائى بود به ييلاق متوجّه گشت . و اين بنده كه به رسم خدمت طبابت در هر وقت ملازم ركاب همايون سلطنت او و اجداد كرام او مىبود ، در اين ييلاق ملازم ركاب ظفرمآب او نبود . زيرا كه ذرّه اگرچه ملازم آفتاب است ، ليكن در وقت كدورت هوا تابان است ، لاجرم كدورت هوا سبب مفارقت اين ذرّه بىمقدار از آن آفتاب عالىمقدار عالم مدار گشت . و چون خدمت طبيب لبيب ، حفظ صحت و ازالهء مرض بود و اشتغال به اوّل كه حفظ صحت اولى و اهمّ و اقدم است ، چه با وجود حفظ صحّت ، احتياج به ازالهء مرض نيست و حفظ صحت به اعلام طريق و قواعد حفظ آن ميسّر است ، در خاطر فاتر گذشت كه قواعدى چند ، كه متضمّن فوايد حفظ صحت در ايّام و با جهت بندگان عالى شأن ملك آشيان فلك آستان . . . يارى قلم و بيان به صورت تحرير و سمت تقرير درآورد تا عمل به آن قواعد موجب حفظ صحت ايشان گردد . چه خدمت طبيب ، همين اعلام چنين قواعد پرفوايد است » . نويسنده در مقدّمه خاطرنشان مىكند كه پزشك شاه سليمان و نياكان او بوده است ، يعنى پزشك سلطان سليم پدر و سلطان بايزيد نياى او . مؤلّف ، نگارشى روان دارد و هوشمندىاش در وراى واژههاى اثرش به چشم مىخورد . مقدمه را با آياتى از قرآن كه پيرامون سليمان ( ع ) نبى است آغاز مىكند و ضمن ستايش خداوند با اين آيات ، در عين حال به نوعى عظمت سليمان پيامبر را يادآور مىشود كه قطعا گوشهچشمى هم به اشتراك نام پادشاه با نام سليمان نبى داشته است كه اسباب دلگرمى پادشاه زمان مىشده است . و يادكردهاى درست و دقيقاش در همه جاى كتاب و از جمله در مقدمه ، نشان دهندهء آشنايى كامل و تسلط او بر دانش قرآنى است . در طى سالهايى كه نسخههاى كتابهاى پزشكى كهن را بازبينى كردهام و با مقايسهء ديگر حفظ الصحّة نگاشتها ، اين نوشتار از انگشتشمار آثارى است كه هم آساننويس